تصنیف ترانه شب دوم ورود کاروان | میترا سادات دهقانی | خشکه لب آسمون

  • شب دوم
  • ورودکاروان
  • شعر
  • چارپاره
  • تصنیف ترانه
  • میترا سادات دهقانی
  • خشکه لب آسمون
  • محرم ۹۸
  • حلقه ادبی ریان

خشکه لب آسمون
رنگ از رخش پریده
می رسه آروم آروم
قافله ی سپیده

نشسته روی ناقه
یه کهکشون ستاره
خورشید داره پاشو
به کربلا میذاره

عباس خیمه ها رو
داره علم می کنه
خارای رو زمینو
با دست جم می کنه

به ریگ داغ صحرا
وقتی که پا میذاره
مثل ابربهاری
یه گوشه ای می باره

هنوز می تونه مَشکو
به خیمه ها بیاره
رقیه رو میتونه
رو شونه هاش بذاره

می خنده لای موهاش
گوشواره های گوشاش
وقتی عمو می ذاره
رقیه رو رو دوشاش

بی خبره رباب و
گهواره تاب می ده
تو روز چن(د) مرتبه
به اصغر آب می ده

با خنده میگه مادر
برام پشت و پناهی
زیر لبش میخونه
داماد بشی الهی

مثل پروانه زینب
دور حسین می گرده
خودش رو یک لحظه هم
از او جدا نکرده

دل نگرونه خیلی
توی حرم نشسته
چشماشو حتی یه دم
روی حسین ع نبسته

میره و بر می گرده
از خیمه تا به گودال
می زنه روی صورت
دوباره میره از حال

شهیدِ بی سر حسین ع
در خون شناور حسین ع
بی پیرُهن، بی کفن
صد پاره پیکر حسین ع

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *