,

دوره یازدهم حلقه ادبی ریان چکیده جلسه دهم

بخش اول:

 

اقتصاد هنر:

چطور میتوانیم به هنر بپردازیم در حالی که جهان در شرایطی به سر می برد که اگر انسان تمام وقت هم کار کند، دخلش به خرجش نمی رسد.

در طول تاریخ حکومت ها و دربار ها زندگی شعرا را تعهد و تامین می کردند.

 

امیر المومنین علیه السلام به فرزندانش می فرماید خودتان تلاش کنید تا روزی شما از بیت المال نباشد.

ارتزاق از راه دین حرام است، بله درست است، اما ما که محتوای دین را نمی فروشیم ما آن فرم و پیکره ی هنری و آن صورتی که ساختیم را میتوانیم به فروش برسانی

امام صادق ع : هرکس اهل بیت را منبع در آمد قرار دهد در خون جدم شریک است .

باز هم می گویم محتوا یک چیز است و صورتی که ما می سازیم چیزی دیگر است صورت و محتوا از هم جدا هستند.

 

برای مثال آب چشمه رایگان است ولی اگر کسی آب چشمه را بسته بندی کند و بفروشد در صورتیکه هزینه زحمت و بسته بندی اش را از مصرف کنندگان بگیرد، کارش درست است.

پس می بینید نظریه ی جاهلانه ای که متصدیان فرهنگی دارند که شاعران نباید پول بگیرند، اشتباه است.

سازمان تبلیغات نباید افتخار کند به این که شاعر شغل دیگری دارد.

 

چند اثر از مهم ترین آثار نقاشی جهان متعلق به “ونگوگ” است ولی اولین اثر او چند سال پس از مرگش به فروش رفت و او در “فقر مطلق” خود کشی کرد.

  • هنرمند در اقتصاد یا باید مثل “ونگوگ” باشد یا مدل “پیکاسو”

یک نفر سالها به “پیکاسو” مراجعه کرد تا پرتره اش را بکشد و او قبول نمیکرد، تا اینکه روزی پذیرفت. کار را شروع کرد و بیست دقیقه روی آن وقت گذاشت و مبلغی را بیان کرد که آن مرد اعتراض کرد که تو برای بیست دقیقه این همه پول می گیری. پیکاسو گفت برای همین از تو قبول نمی کزدم این پولی که می دهی برای سی سال و بیست دقیقه است.

 

“فردوسی” در حدود سی سالی که شاهنامه را سروده، تقریبا روزی چهار بیت گفته است. او در این سی سال، عمر و سرمایه اش را صرف سرودن شاهنامه کرد و در فقر مرد.

 

متاسفانه در حال حاضر ما شاعر آیینی ای داریم که همسرش در خانه ی مردم کار می کند در حالیکه خودش دم از این می زند که برای حضرت امام حسین علیه السلام کار می کند. به او گفتم: ” برو پول در بیاور و تنبلی ات را گردن امام حسین ع نینداز، برو با موتور کار کن، نمیخواهد برای امام حسین ع کار کنی.”

 

آدمیزاد در زندگیش نذر و وقف دارد ولی خیر ترین انسان نیز نیاز دارد که از یک جایی درآمد کسب کند.

 

  • چند نکته:

ما برای شعرمان زحمت می کشیم ولی برای خودمان نه. اگر خودمان را درست پرزانته کنیم، جایگاه مان را پیدا می کنیم.

باید آنقدر قوی بشویم که جایگزینی برای ما وجود نداشته باشد. اگر کار خوب بسازیم، هنرمان راه خودش را پیدا می کند.

توجه داشته باشیم، شاعر و تصنیف سرایی که هرجا دعوتش می کنند برود، تاریخ مصرفش چند سال بیشتر نیست.

 

  • معرفی کتاب: کتاب “اقتصاد فرهنگ” نوشته ی “دیوید تراسبی”

 

بخش دوم :

 

یوهان سباستین باخ: موسیقی عبارت ست آوا ها و سکوت های بین آن

فرق “موتسارت” و “باخ” در موسیقی “سکوت” است وگرنه رنگ آمیزی ملودی ها یکی است.

گاهی ممکن است این سکوت علاوه بر زیبایی فرمی به محتوا هم کمک کند که بهترین حالت این است که فرم و محتوا را در بر بگیرد. ما به لحاظ جمال شناسی بررسی می کنیم.

اما اگر بخواهیم مثل حافظ رفتار کنیم باید به محتوا هم توجه کنیم. پس هر چیزی حتی سکوت، باید تعلیل داشته باشد. یعنی سکوت موسیقیایی، دلالتی در شعر داشته باشد.

 

نکته :روی کلمات ای وای و واویلا حساس باشیم تا ببینیم کجا در شعر کارکرد داشته است.

 

  • “هفت دستگاه موسیقی” و “چهار دستگاه آوازی” داریم. در کنار اینها “هفت مقام عربی” نیز داریم. هرچه غیر از این هجده مورد باشد، “پاپ” است.

 

وقتی یک دستگاه یا مقام یا آواز را انتخاب میکنیم نباید از آن خارج شویم. (فالش)

البته برخی خروج ها هستند که فالش نیستند چرا که آن خروج قاعده دارد.

“مرکب خوانی”، یک خروج درست است. اینکه نت مشترک دو دستگاه را بیابیم و از روی آن وارد دستگاه دیگر شویم.

  • نکته: در موسیقی کلاسیک بیشتر از سه دستگاه را نباید تغییر داد.

شاید بتوان گفت موسیقی پاپ، مرکب خوانی بیش از حد است.

 

  • یک تکنیک فرمولی: (به کمک اتنوموزیکولوژی-Ethnomusicology)

اثری را انتخاب می کنیم که مورد استقبال قرار گرفته است به طور مثال تصنیف “راس تو می رود بالای نیزه ها …”

در گام اول آن را آنالیز می کنیم و بدنه ی جذاب آن را می یابیم.

(این اثر ملودی خلوتی دارد، شش نت دارد که از سه آوا استفاده کرده {با ریتم فعلن فعل فعل} )اگر تمام بند هایش استقبال شده است پس توفیق از آهنگ است نه شعر.

نکته ی بعد اینکه این تصنیف کم استثناست.

مورد بعدی اینکه کم فراز است. در واقع دو فراز است که دومین فراز آن جواب است.

مورد دیگر این است که شعر تصویری است.

 

در گام دوم برای ساخت یک کار جدید ،میتوانیم تنها با یک تغییر کوچک در ریتم کار جدیدی تولید کنیم. به طور مثال {فعل فعل فعلن}

“به سمت گودال از خیمه دویدم من …” اینگونه تولید شده است. که شعری تصویری، ملودی خلوت و کم استثنا دارد و به القای معنا هم هنگام تولید توجه شده است.