,

دوره یازدهم حلقه ادبی ریان چکیده جلسه هفتم

غزل: ریسمان رشتن (پدر امام محمد غزالی، پشم ریس بوده است)

شعر: مو، آگاهی هایی که مثل مو باریک است.

مشعر: محل فهمیدن، محل عملیات رویش مو

ایضا: ریشه ی این کلمه iden  به معنای همچنین است و حرف ضاد در عربی نزدیک به دال تلفظ میشود که به ایضا تبدیل شده است.

جناح: برگرفته شده از گناه که کلمه فارسی است که به زبان عربی وارد شده است.

محراب: برگرفته شده از کلمه فارسی مهراب (گنبد مهری) که بعد از ورود به زبان عربی تبدیل به محراب شده است .

{آب به معنی گنبد بوده است.}

گرمابه : گنبدی که درون آن گرم است .

سرداب : گنبدی که درون  آن سرد است .

درب: عربی شده ی کلمه ی “در” است، چون اسامی در عربی کمتر از ثلاثی (سه حرفی) نیستند مگر اسماء سته و درب سه حرفی شده ی “در” می باشد. (جمع مکثر: دروب)

در نصاب السبیان این مصرع را می خوانیم: درب دروازه ست و معبر رهگذر

تخلص: در گذشته شعرا بعد از بخش تغزلی قصیده(مغالزه) -جهت تغییر فضای تغزل به مدح- بیت ارتباط دهنده ای قرار می دادند که امضای شخصی شاعر بوده است و این بیت را “بیت تخلص” مینامیدند. چراکه شاعر به کمک این بیت میتواند خود را از موضوع قبل خلاص کرده و به موضوع بعد بپردازد.

 

  • نکته: اولین قصیده تاریخ دار شعر فارسی در تاریخ سیستان نقل شده است و هفت بیت آن به ما رسیده است.
  • نکته: اولین شعر فارسی قصیده است.

 

تعداد ابیات غزل ممکن است بسیار زیاد باشد اما دقت کنید “زیاد شدن تعداد ابیات غزل را تبدیل به قصیده نمی کند” چون هندسه ی قصیده در آن رعایت نشده است .

 

  • نکته : “غزل” تنها قالبی است که اساسا محتوا وجه تسمیه ی آن است.

 

کنیز: در اصل به معنای شاهزاده خانوم بوده است و در متون قبل از قرن ششم به معنای شاهزاده بوده است. مثل غلام که در عربی به معنای آقا زاده است، در فرهنگ ایرانی هم برای اینکه با کلامی زیبا و انسانی کلفت ها را صدا بزنند او را شاهزاده خانم (کنیز) نامیده اند.

عجم: لال، عرب بادیه نشین  چون خودش خیلی خوب صحبت می کرده و اساسا تولید ناخالص ملی اش شعر بوده، غیر عرب ها را لال می خوانده است. در دنیای او به قدری کلام مهم بوده  که قدرت شاعر از یک حکیم هم بیشتر بوده است .

 

  • نکته: همانطور که پیرنگ جان مایه ی شعر است، میتواند جان مایه ی “آهنگ” هم باشد، مثل آهنگی که مصطفی عقاد برای فیلم محمد رسول الله ساخته است.