• زمینه
  • شب ‌سوم
  • حضرت رقیه.س
  • عالیه رجبی
  • امیر اسدی
  • میدونی بابا ؟ پاهام چقد تاول زده
  • محرم 98
  • حلقه ادبی ریان

#بنداول

میدونی بابا؟پاهام چقد تاول زده
میدونی بابا؟‌ عمرم دیگه سر اومده
میدونی بابا؟از وقتی که رفتی چقد
حالم بده

خدا میدونه بین راه ،چقد لرزیدم
تاجاموندم از قافله، چقد ترسیدم
هرچی دوییدم دنبالت، بهت نرسیدم

حالا که اومدی از سفر
منوببر، منو ببر

#بنددوم

میدونی چقد؟ تنم پره از کبودیا
میدونی چقد؟ سیلی می‌خوردم بی هوا
میدونی چقد؟ اذیت شدم از کوفه تا
شام بلا

چشای ورم کردمو، نیگا بابایی
ازسیلیا سردردمو، نیگا بابایی
روی کبود و زردمو، نیگا بابایی

افتادم بابا به دردسر
منو ببر، منو ببر

#بندسوم

اومدی ولی، جونی نمونده تو پاهام
اومدی ولی، دیگه نمیبینه چشام
اومدی ولی، یه کاری کن بابا منم
باهات بیام

توی چشمام پر از اشک، رو دستامم خونه
بابایی ببین تمومِ، پاهامم خونه
بابایی جون رقیه س، بیا بریم خونه

بیدارم شبا رو تا سحر
منو ببر، منوببر