• شب سوم
  • حضرت رقیه
  • زمینه
  • حالا دیگه چشمام خوب میشه
  • سعیده کرمانی
  • سعید حمیدیان ‌فر
  • محرم ۹۸
  • حلقه ادبی ریان

#بند_اول

حالا دیگه چشمام خوب میشه
مهتاب سر زده
حالا دیگه پاهام خوب میشه
بابام اومده

از عاشورا
تا همین حالا
همه شبا بابا سرد بود
دست و پاهام
حتی گوشام
بابا میدونی پر درد بود

بابا دیگه منو ببر
خسته ی خستم
بابا دیگه منو ببر
از پا نشستم

#بنددوم
منو باباییم خیلی میخواد
دیدین راس میگم
به همه میگفتم زود میاد
دیدین راس میگم

با حرفاشون
همه کاراشون
زخممو بابا نمک میزدن
عمه میمرد
ضربه میخورد
منو که بابا کتک میزدن

بابا جونم بیا بریم
دلم شده خون
بابا جونم بیا بریم
پیش عمو جون

#بندسوم

یادتونه می ،گفتم بابام
آخر میرسه
اگه بدونه ، من چش به رام
باسر میرسه

ای وای موهات
بابا ابروهات
نمیگی بهم سوختن چرا ؟
من هم پامو
با موهامو
میبینی سوزوندن دشمنا ؟

بابا بهم قول بده که
میمونی پیشم
بابا ازت از این به بعد
جدا نمیشم