#حضرت_علی_اکبر.ع
#شب_هشتم
#واحد_سنگین
#بابا_ببین_گلت_چه_مبهوته
#سعید_حمیدیان_فر

هر جوری شد خودم رو آوردم
تو راه هزار دفه زمین خوردم
جون به لبم رسید پاشو بابا
بالاسرت رسیدم و مردم

دشمن می خواد با داغت
جون منم بگیره
نفس بزن عزیزم
بابا نمیره

هر طرف صحرا شده .
پر از شمیم خون جوونم
پاهام دیگه‌ جون نداره
روزانو خودم رو میکشونم
عصای پیریه بابا
چرا پا نمیشی علی جونم
علی جونم…۴
————
موذنم چرا نمی خونی
دق میکنم اینجوری بی جونی
باخس خس این نفسات میخای
صدام کنی اما نمیتونی

یه بار دیگه علی جون به صورتم نگا کن
تاجون بگیره بابا
چشماتو واکن

تو روی خاکی پسرم
یه لشکر بابا رو هو میکنن
عمه رسیده از حرم
بیا برگردیم خوش غیرت من 2

علی جونم…۴