#حضرت_مسلم.ع
#تصنیف_روضه
#شب_اول
#عالیه_رجبی
#حلقه_ادبی_ریّان

تو عمق وجودم یه زخم عمیقه
خالی میشه دورم دقیقه دقیقه

توبازار کوفه شلوغه شلوغه
اینا بیعتاشون دروغه دروغه

میترسم ازاینا که آدم فروشن
برا چندتاسکه تو رو میفروشن

دارن کینه هاشونو از سر میگیرن
از آهنگری تیر و خنجر میگیرن

در خونه ها رو رو مسلم میبندن
ببین که چجوری به اشکم میخندن

اینا تیرو سنگه پذیراییایوشن
پراز نانجییه توی کوچه هاشون

منو میبرن سمت دارالعماره
چشام از غم تو داره خون میباره

برای غریبیت دلم شد پر از درد
توروجون زهرا اگه میشه برگرد