#محرم97
#شب_اول
#حضرت_مسلم.ع
#واحد_سنگین
#بابا_ببین_گلت_چه_مبهوته
#عالیه_رجبی
#حلقه_ادبی_ریّان

توی گلوم یه بغض سنگینه
تنهاییمو هیشکی نمیبینه
اینها که مسلمو رها کردن
دارن هنوز از مرتضی کینه

تنم پراز زخمه و نمونده جون تو پاهام
واسه غریبی تو
میریزه اشکام

تورو خدا کوفه نیا
همه میدونن اینا نامردن
چجور بهت خبر بدم
که سنگ و نیزه آماده کردن
حسین جانم…
—————–
کوفه پراز مردم صد رنگه
(ایناهمه دلاشون ازسنگه)
خودم دیدم بین سنان وشمر
آقاسر کشتن تو جنگه

خداکنه نیفتی آقا میون گودال
خدا کنه نبینم
تنت رو پامال

نامه های دورغیشون
پرشده از نیرنگ و حیله
اینجاعزادارو میزنن
دلشوره دارم برای عقیله
حسین جانم…..
————
ازآسمونا فتنه میریزه
برا گلوت خنجرشون تیزه
ناموس تو جاشون که اینجا نیس
چشم تموم کوفیا  هیزه

وفا میون این شهر خورشیده بی فروغه
بازار نیزه سازا
خیلی شلوغه

وقتی که یادت میکنم
میلرزم‌ از این درد بی کسی
پیشمرگ بچه هات بشم
می سوزم تو تبه دلواپسی
حسین جانم….