#شور
#شب_دوم
#میترا_سادات_دهقانی
#حلقه_ادبی_ریّان

چشم به راهم همه سالو//که بیاد ماه محرم
زندگیمو بیمه کرده//این عزا و اشک و ماتم

ای که عزیز زهرایی
تشنه به خاک صحرایی
لب هات ترک ترک آقا
مظلوم کربلایی

شاه بی لشکری
غریب مادری

……..

بی قرارم و پریشون//اومدم مال تو باشم
قفس قلبمو بشکن//توو هوای تو رها شم

اون لحظه ای که بی یاور
زیر گلوت رسید خنجر
آروم صدا زدی با اشک
برگرد به خیمه خواهر

در خون شناوری
غریب مادری

……

غم تو داره ادامه//غم تو کم شدنی نیست
چی کشیدی! ما ندیدیم//خیلی چیزا دیدنی نیست

مجروحِ خنجر و تیری
زخمیِ ضرب شمشیری
چشمات به خیمه ها مونده
بالای نیزه میری

سردار بی سری
غریب مادری