,

محرم۹۷-عبدالله_ابن_حسن.ع-تصنیف_روضه-دیگه نمی مونمـ تو خیمه آخه شنیدم ناله هاتو

#عبدالله_ابن_حسن.ع
#شب_پنجم
#تصنیف_روضه
#عالیه_رجبی
#حلقه_ادبی_ریّان

دیگه نمی مونمـ تو خیمه
آخه شنیدم ناله هاتو
حتی دل سنگم میترکه
بشنوه غربت صداتو

عمه نذاشت بیام بجنگم
تا کم بشه غم تو سینه م
چجوری زیر تیغ و نیزه
بمونی و تورو ببینم

از جونت این گرگا چی میخوان
دورت چرا اینقد زیادن
اینا مگه همونا نیستن
که هی بهت نامه میدادن

تو بعد بابام همه چیمی
نمی تونم ازتو جداشم
بذار مثه اکبر و قاسم
رو دستای خودت فدا شم

تو دستای خیلی کوچیکم
درسته شمشیری ندارم
عموجونم اما واسه تو
ازجون خودم مایه میذارم