#عبدالله_ابن_حسن.ع
#شب_پنجم
#زمینه
#سعیده_کرمانی
#راضیه_جبه_داری
#حلقه_ادبی_ریّان

چه خبره تو میدون
چرا چشات میباره
نمیبینم عمو رو
هوا پر از غباره

عمه بهم بگو ، چی مبینی ، بگو تو اون گودال چه خبره
عمه تو رو خدا ، بذا برم ؟ آخه عمو جونم توخطره
ای وای چه خبره
غوغای محشره

خودم رو میرسونم گودال ، باید بتونم !
تا خون تو رگهامه پای ، عمو می مونم

……
سر و صدا زیاده
دور عموم شلوغه
یکی میگه تموم شد
عمه بگو دروغه

منم،باید برم ، پیش عمو ، آخه جا موندن بده
مگه ،میشه منو،عمو تو آغوشش جا نده
جا موندن بده …
بابام اومده …

عمو جونم ،دیگه غیر از من پسر نداره
مگه مردم ،ببینم بابام سپر نداره

……
فدا سرت عمو جون
دستم اگه جدا شه
نمیکشم ازت دست
تا جونمم فدا شه

عمو تو بغلت ،اگه باشم ، ندارم از هیچ دردی گله
عمو تموم میشه ،دردای من، با آخرین تیر حرمله
وای از هلهله
از تیر حرمله

سرو جونم ، بلا گردون راه تو مولا
سپر بودن، اینه ارث بچه های زهرا