#حضرت_علی_اکبر.ع
#شب_هشتم
#زمینه
#مهدی_کبیری
#حلقه_ادبی_ریّان

ذوالفقارش رو بیارید اکبر آماده شده
واسه دشمن توی میدون حیدر آماده شده

هر کی اومده شده شکارش
سر می ریزه پای ذوالفقارش
مثل مرتضی تو دل میدون
هیشکی نمیتونه کنه مهارش

حریف نداره توی این زمونه
بابا براش “و إن یکاد”میخونه

حیدر کربلا علی اکبر
……..
با کمون و تیر و شمشیر دوره کردن اکبرو
چندتا ترسو زخمی کردن این یل جنگاورو

بس که با علی دشمنن اینا
فرق اکبر و میشکنن اینا
هرکی بچه ی فاطمه باشه
بیشتر از همه میزنن اینا

مثل علی شکسته طاق ابروش
شبیه مادرش شکسته پهلوش

حیدر کربلا علی اکبر

…..
اکبرش شد اربا اربا داره می گرده باباش
زیر سم مرکبا جا مونده بعضی تکه هاش

شعله ور شده آتیش آهش
مونده غم توو عمق نگاهش
رو خاکا میندازه عباشو
واسه بردن پیکر ماهش

داره کنار پسرش می میره
آخه بره از کی کمک بگیره

شهید کربلا علی اکبر