#حضرت_قاسم.ع
#شب_ششم
#واحد_سنگین
#بابا_ببین_گلت_چه_مبهوته
#سعید_حمیدیان_فر
#سعیده_کرمانی
#حلقه_ادبی_ریّان

داری می ری عمه به قربونت
فدای اون لبای خندونت
یه بار دیگه سرت رو برگردون
به خاطر عمه ی گریونت

داداشمو میدیدم
توصورتت همیشه
داغش داره برای
من زنده میشه

شوق تو چشات موج میزنه
میری میدون یادگار حسن
اشک تو چشام‌حلقه زده
بجای زره پوشیدی کفن
فدای قد و‌قامتت
آرومتر برو خوش غیرت من
حسن جانم..۴
……
دیدنتو اشک چشام سد کرد
چه می کنی با این همه نامرد
دلواپسم عمه به قربونت
تو رو خدا زود برو و برگرد

میری خدا به همرات
من چش به راه میمونم
تا باز بیای به خیمه
دعا میخونم

وان یکاد رو لبمه
الهی که چشم بد نخوره
شاخه گل یاسمنم
زیر دست و پا لگد نخوره
خدای من تو شاهدی
که این میدون از مغیره پره
حسن جانم…۴
…..
صدا میاد: … من دیگه جون دادم
عمو بیا ، برس به فریادم
منم مثه بابای مظلومم
تنها شدم ،‌غریب گیر افتادم

گل توی دست و پای
نامردا چیده میشه
عمه بمیره قدت
کشیده میشه

تو آغوشه عمو میای
کشون کشون به سمت خیمه ها
تو قد کشیدی یا عمو
شده‌ خمیده تر ، آه ای خدا
شهادتت مبارکه
بخواب بالا بلند مجتبی
حسن جانم…۴