,

محرم۹۷-زبان_حضرت_رباب.س-مرثیه-حرمله از سر پر خون تو نان درآورد

#حضرت_علی_اصغر.س
#حضرت_رباب.س
#شب_هفتم
#مرثیه
#حاج_محمد_صمیمی
#حلقه_ادبی_ریّان

حرمله از سر پر خون تو نان درآورد
تو به این روز، سرِ گندمِ ری اُفتادی

هر چه کردند سرت را روی نی بند کنند
کاش می‌شد که نشد، پی در پی اُفتادی

بی‌تعادل روی سر نیزه تکان می‌خوردی
هر کجا باد وزید از روی نی اُفتادی

سرت آنقدر سبک بود که حتی یک بار
نیزه دار تو نفهمید که کِی اُفتادی

هی منِ بی رمق از قافله جا می‌ماندم
تو مراعات مرا کردی و هی اُفتادی