#امام_حسین.ع
#شب_دهم
#واحد_سنگین
#پاشو_علمدار
#سعید_حمیدیان_فر
#حلقه_ادبی_ریّان

عزیز خواهر
می پوشی کهنه پیرهنو
دلشوره میکشه منو
اروم نداره دل زینب
اروم اروم قدم بزن پیش نگاه خیس من
ارامش قلب منو با رفتنت بهم نزن.
مهلا مهلا
قرارمون چی شد داداش
که بیقرار هم باشیم
تا نفس اخریمون باید کنار هم باشیم
ای پناه من نذار که بی پناه بشم.3
………………………………………………..
گرد و غباره
چشام درست نمیبینه
تن تو نقش زمینه
گرگای صحرا حمله کردن
.یوسف کهنه پیرهنم. غصه نخور برای من
زیر هجوم نیزه ها. اینقده دست و پا نزن
وا غربتا
یه گوشه گیر آوردنت – با هر چی میشد زدنت
نیزه و شمشیرا دیگه چیزی نذاشتن از تنت

نا مسلمونا – به قصد قربت زدنت .3
………………………………………………….
طاقت ندارم
اون بی حیا وقتی نشست
سینتو با لگد شکست
الهی خواهرت بمیره

رمق نمونده تو پاهام – دیگه رو خاکا می شینم
چه سخته جون دادنتو – دارم با چشمام ببینم

این غصه من رو می کشه
خنجرو داره میکشه
جلوی چشم مادرم
محاسنت تو دستشه

وامصیبتا – سر حسین رو نیزه ها
وامصیبتا – آتیش زدن به خیمه ها -2