#حضرت_علی_اکبر.ع
#شب_هشتم
#زمینه
#سعيده_کرمانی
#حلقه_ادبی_ریّان

با رفتنت علی ببین
از زندگی سیر شدم
با هر قدم که دور شدی
بابا چقد پیر شدم

حال و روزم رو کاش بشه ببینی
ماه بابا چجوری رو زمینی

ای الهی که داغتو نبینم

رعنای جوونم پاشو بابا
ای آروم جونم پاشو بابا
ماه غرق خونم پاشو بابا
پاشو بابا پاشو بابا
….
بابا نمیشه باز تو رو
تو خیمه ها ببینمت
پاشو فقط یه بار دیگه
بابا رو پا ببینمت

قربون قد و قامت رشیدت
موج نیزه به خاک و خون کشیدت

ای الهی که داغتو نبینم

ای بالابلندم پاشو بابا
ای گیسو کمندم پاشو بابا
زخماتو میبندم پاشو بابا
پاشو بابا پاشو بابا
…..
پاشو دیگه موذنم
تا خیمه آروم بمونه
بلند نشی نمازشو
عمه نشسته میخونه

پاشو بابا که خیمه بی اذونه
جون ندارم علی که دونه دونه

پیکرت رو روی عبا بچینم

ای باغ و بهارم پاشو بابا
آروم و قرارم پاشو بابا
دیگه جون ندارم پاشو بابا
پاشو بابا پاشو بابا