پر شده جام آسمون از اشک

عمریه توی خیمه‌تیم

هنوز شصت و یک هجری است و عاشوراست

گریه می کرد حضرت آدم

مگه دریا میفته تو خشکی

شبا سرم رو سنگ صحراس

حرف های نگفته ای دارد

صدای تشنگی در خیمه مشک