آدم زمینی شد ولی اینجا

کجا می خوای بری همسفر من

من و توو خیمت را بده ارباب خوبم

امشب دلا بی تابه

تو میری و من جون می دم

دلنگرونم کجا میری ای امیر زینب

سوخت از داغِ تو و غرق حرارت شده بود