از هُرمِ تبِ حنجره‌ات تا جگرم سوخت

رفتنت شب به دل غم‌زده‌ی خواهر کرد

عالی ترین طبیب دو عالم فقط یکیست

هر روز من دور از تو آشوبه

مُحرِم شدند او وعظ والارتبه‌ای خواند

تنها تو میدانی در این ایام حالم را

مگر به جز تو تمنای دیگری هم هست ؟