,

دوره یازدهم حلقه ادبی ریان چکیده جلسه صفرم

بسم الله الرحمن الرحیم
دوره یازدهم
جلسه صفر
آثار کلاسیک لنگرگاه زبان فارسی است .
از تفاوت های قابل ملاحظه‌ این آثار با سایر متون، استقرار درست تمام کلمات در جای مناسب و توجه دقیق صاحب اثر به معناشناسی است.
این آثار پشتوانه فرهنگی مانیز هست .
در هند تا یک قرن پیش مردم  فارسی حرف می زدند وقتی پای استعمار به هند باز شد برای اینکه مردم روح سلحشوری را از آثاری مثل شاهنامه نیاموزند استعمار پیر زبانشان  را عوض کرد و این گونه  گنجینه ی فرهنگی اش را گرفت .
استراتژی این دوره :”آنتروپی در هنر”
آنتروپی به معنای بی نظمی است اما  بی نظمی منظم
ذهن  انسان از نظم استفاده میکند اگر بخشی از یک مجموعه را داشته باشیم و بدانیم تمام مجموعه به همان شکل است ذهن ما  فرمولش را می سازد و این مجموعه فضای کمی را در ذهن  اشغال می کند .
لذا وقتی میگوییم بشقاب تصویر خاصی در ذهن نقش نمی بندد ولی وقتی می گوییم اسب تصویر واضح تری را تصور می کنیم .
در تصنیف نیز چنین است فرض کنید در یک تصنیف با چهار  مصرع(ولت)و آهنگ یک نواخت داریم این تصنیف انتروپی  کمتری نسبت به تصنیفی دارد که مثلا مصرع سوم کوتاهتر یا بلندتر می باشد(وجود شکست در آهنگ) و این تصنیف دوم چون فضای بیشتری از ذهن را اشغال می کنند ماندگار تر می شود .
مبحث این جلسه:نظامی
نظامی یکی از پنج خداوندگار شعر فارسی است.
در ادامه بصورت مختصر این پنج نفر را معرفی میکنیم :
اول فردوسی :فردوسی شاهنامه  را در شصت هزار بیت سرود  که شامل سه بخش اساطیری ، تاریخی و حماسی است که اساطیری کمترین نسبت و حماسی سهم بیشتری  در اشعارش دارد.
دوم نظامی :شاعر داستان پزدار است.
سوم مولوی :عطار و سنایی شعر را از دربار به خانقاه بردند  چرا که تا قبل آن شعر تنها رسانه ی پادشاهان بود از بین زر و سیم به میان دراویش آمد  وآثاری چون حدیقه و منطق الطیر بوجود آمد .
مولوی عرفانی که عطار و سنایی وارد شعر کردند را تجمیع کرد و اندیشه های جدیدی را به معارف بشری  وارد کرد و مثنوی معنوی سروده شد .
مثنوی معنوی تنها کتابی است که از اسلوب تالیف  زمان خود پیروی نمیکرد و در فصل اول  نعت خدا و پیامبر و خلفا و امیر زمانش را ندارد و بی مقدمه میگوید:
بشنو از نی چون حکایت میکند…
میگویند مولوی دردوران کودکی در سفری به نیشابور همراه پدرش ملاقاتی با عطارداشته و جلدی از منطق الطیر را هدیه می گیرد و عطار درباره اش میگوید زود باشد که این پسر آتشی  در سوختگان عالم بزند .
چهارم سعدی: سعدی خداوندگار سخن است شاید در تالیفاتش مفهوم های جدیدی وارد نکرده باشد اما توانسته است مفاهیم مهم فرهنگی و ادبی را “درست “منتقل کند.
پنجم‌ حافظ : حافظ  هم جمع تمام آن هاویکی دیگر از قظب های پنجگانه ی شعر است .
و اما نظامی  هرکاری را در شعر شروع کرد رایج شد  مثلا : اسکندر نامه نظامی دو بخش دارد سیاست ها و حماسه که در دو بیت اول تمام آن ها مدح”می”و سفارش”می”بود و حافظ از او پیروی کرد و تمام آن را کنار هم آورد (ساقی نامه)
کار بعدی نظامی نصیحت فرزنددر شعراست که پس از او رواج پیدا کرد .
بیشترین مقلدان را در شعر فارسی فردوسی ونظامی داشتند .
به ترتیب  بهترین آثار نظامی آخرین آنهاست :هفت پیکر  و اسکندر نامه .
به این بیت توجه کنید که در سوگ خاقانی در یک بیت چه با شکوه و تاثیر گذار گفته است :
به دل بودم که خاقانی دریغا گوی من گردد
دریغا زان که من گشتم دریغاگوی خاقانی
جالب است بدانید فارسی زبان مادری نظامی نبوده و تا ده پانزده سالگی به زبان آذربایجانی حرف می زده اما  یک بیت شعر در آن زبان ندارد  .
او استفاده دقیقی از کلمات فارسی داشت و واژه ها را کاملا در جایگاه درستش استفاده کرده حتی گاهی  کلمات چند معنا نیز طوری به کار برده است که با تمام معانی خود در شعر نظامی جواب می دهد .
نقل های تو در تو را در داستان پردازی های او بشدت آنتروی بالایی دارد   هفت پیکر نظامی بین ایرانیان  مورد استقبال بیشتری قرار گرفت .
هفت پیکر پس از مقدمه دارای دو بخش :داستان بهرام و هفت داستان در مورد هفت دختراز هفت پادشاه است .
واژه شناسی
جناب:درگاه
آدم: این کلمه فقط در فارسی بعنوان اسم عام بکار میرود وگر نه در واقع اسم خاص است مثل ابراهیم  ما اگر به طور مثال آثار نظامی را بگردیم آدم به عنوان اسم عام بکار نرفته بلکه به صورت آدمی یا آدمیزاد بکار می رود
نامه : به معنای کتاب است  و در گذر زمان به متن های مرسوله  نامه گفتند لذا شاهنامه و… را با این ترجمه معنا کنید
سفتن : سوراخ کردن
سوگند: در گذشته  مایع(سو) مسمومی (گند) بوده که عقیده  داشتند اگر کسی دروغ می گوید آن را بخورد خواهد مرد .
برای همین فعل مناسب سوگند “خوردن” است