مقتلش بود تیره و تاریک

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد

دوباره بار گناه از جهنم آوردیم

صدای تشنگی در خیمه مشک

توی گهواره خوابیدی یا بیداری

از میدون هر بار که بر میگردی