آتش گرفت خیمه میسوخت پا به پایش

در حرم وارد شد و با گریه بر در بوسه زد

دلخوشی های کم دور و برت را بردند

آسمان شد تیره و شد همهمه دور و برت

تیره و تار شده یکسره دنیای حسین

دارد از جام ولایت باده می‌ریزد زمین

از غمی جانکاه سرشاری عروس مادرم

برایت دستخطی با دل مضطر فرستاده

افتادی و تا خورد به گودال، لبت

وابسته ات هستم تویی معشوقِ دلخواه خودم