,
محرم۹۷-شب اول-مناسب_واحد -مناجات_با_امام_حسین.ع

#مناجات_با_امام_حسین.ع
#مناسب_واحد
#شب_اول
#میترا_سادات_دهقانی
#حلقه_ادبی_ریّان

سامان شدی که بی سرو سامان بیاوریم
درمان شدی که دردِ فراوان بیاوریم
.
آماده می شویم که با پرچم سیاه
داغ تو را به کوی و خیابان بیاوریم
.
دریایی و اضافه به وسع ات نمی شود
ما هر چه قدر نم نمِ باران بیاوریم
.
با این همه برای تو کم بود اشک ما
باید که پای روضه ی تو جان بیاوریم
.
یک عمر دور کعبه ی تو مُحرِمیم و کاش
یک ثانیه به باورت ایمان بیاوریم

,

اربعین-مناجات_با_امام_حسین.ع-خیره ماندم به کوله پشتی و کفش

#اربعین
#کربلا
#مناجات_با_امام_حسین.ع
#حلقه_ادبی_ریّان
#میترا_سادات_دهقانی

خیره ماندم به کوله پشتی و کفش
خیره ماندم به جاده در اخبار
خیره ماندم به در، درِ بسته!
خیره ماندم به این همه دیوار

همه رفتند، شهر خالی شد
چشم هایم هنوز پشت در است
گریه کردم اگرچه کافی نیست
گریه کردم اگر چه بی ثمر است

چند سال است منتظر ماندم
پای این غم چقدر بنشینم؟
از تو دورم همیشه و همه جا
ای که نزدیکی و نمی بینم!

قول دادم که لایقت باشم
قول دادی مرا نمی رانی
من زدم زیر حرفم اما تو
سر قولت همیشه می مانی
.
اشک می ریزم و یقین دارم
که تو از حال من خبر داری
(دوستان را کجا کنی محروم!
تو که بر دشمنان نظر داری)

,

محرم۹۷-بنت_الحسین.ع-غمش زانویِ زینب(س) را چه لرزاند

#بنت_الحسین.ع
#مرضیه_عاطفی_سمنان
#حلقه_ادبی_ریان

غمش زانویِ زینب(س) را چه لرزاند
سرِخاکش «گلی گم کرده ام» خواند

برادر؛ زیر نیزه، کنجِ «گودال»…
برادرزاده در «ویرانه» جاماند!