ندا آمد کُنتُ کَنزَا مخفیا

گریه می کرد حضرت آدم

کاروان داره میاد به سمت کربلا 

میپیچه صدای جرس

تا خیمه ها برپا شد چشِ زینب دریا شد

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد

صدای پای حسینه می‌پیچه میون صحرا

دارن میرسن به زمین کربلا

وابسته ات هستم تویی معشوقِ دلخواه خودم