نوشته‌ها

,

سردار شهید حاج قاسم سلیمانی-سعیده کرمانی

توی تیترای روز میخونم
که بدونم چه طوره احوالت
چه جوری پر میگیری این روزا
که پر از زخمه رو پرو بالت

چه خوبه که بهت میگن زینب
چقدر شکل اسمته کارات
چقدر خوب خطبه میخونی
چقدر زینتی برا بابات

هرجایی پرچمی نیفتاده
دختری داره خطبه میخونه
نوحه کن تا بگی که با دشمن
حرفی هم باشه توی میدونه

دخترسرفراز فاتح شام
بغض تو تار کرده چشمامو
گریه کن که یه روز با گریه
فتح کرده یه دختری شامو

حق همینه که دختر سردار
جامه ی ذلتو نمیپوشه
گریه کن روی شونه هام خواهر
که از اشکات حماسه میجوشه

منطق قاسمه که کرببلا
ردپایی رو از پدر داره
یکی مثل جهادِ بعد عماد
یکی مثل تو بعدِ سرداره

کربلا گفتم و دلم خون شد
کربلا گفتم و دلم وا شد
خون تازه توی دلم جوشید
راه تازه برام  پیدا شد

 

سعیده کرمانی

,

سردار شهید حاج قاسم سلیمانی-سعیده کرمانی

عهدم این است با خداوندم
که بمانم به پای سوگندم

راه هر چند پر خطر باشد
چشم بر راه تو نمیبندم

من که با چشم های بارانی
پای عکس تو آبرو مندم

بعد پیراهن پر از زخمت
از لبم رخت بسته لبخندم

کاش می شد شبیه تو باشم‌
کاش می شد به تو بپیوندم

این همه صحبت است اما من
یک کلام است دلخوشایندم

نقل بیداری تو خواهد بود
قصه ی قبل خواب فرزندم

………………………………..

حق همین است گریه باید کرد
اشکهامان مباد هرگز پاک
مرد اینگونه است مادر جان
تن سالم نمی برد در خاک

 

سعیده کرمانی