آتش گرفت خیمه میسوخت پا به پایش

در حرم وارد شد و با گریه بر در بوسه زد

گر به شأنت واژه ها دارد روایت میشود

عاشقان دارند در میخانه مأوا می‌کنند

دلخوشی های کم دور و برت را بردند

آسمان شد تیره و شد همهمه دور و برت

باید گریست چاره به جز خون دیده نیست

تیره و تار شده یکسره دنیای حسین