میون اون شلوغیا

هرجایی از مسیرت

روموهام یه پارچه کهنه ست

بیدار شم کاش از این خواب

دنیا تاره یا نور چشم من کم شده

چه کار خوبی کردی که پیش من آخر اومدی

شبا تا سحر از غصه

سپردم آئینه ها رو از جلو چشمات بردارن